خانم شما خدا هستید ؟
کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش .
کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.
کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری .
کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.
کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری .
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ ساعت 10:15 PM توسط طراح وبلاگ
|
این وبلاگ متعلق به دبیرستان (دوره اول) شهید دستغیب ناحیه (4) شیراز می باشد.